میل به کنترل‌گری میراث گذشتگان ما

به جای کنترل‌کردن ديگران؛ افکار، گفتار و اعمال خود را کنترل کنيم.

میل به کنترل‌گری میراث گذشتگان ما

باورهای رایج در روانشناسی سنتی یا کنترل بیرونی
افرادی که به میراث گذشتگان خود یعنی کنترل دیگران پای بندند؛ سه باور اساسی دارند: 

باور اول: همه‌ی رفتارهای ما در پاسخ به یک محرک بیرونی داده می‌شود. مثلا وقتی کسی با ما ناعادلانه رفتار می‌کند ما عصبانی می‌شویم.

در این باور رابطه علت و معلولی وجود دارد یعنی رفتار بد دیگران علت عصبانیت ماست.

باور دوم: ما می‌توانیم رفتار دیگران را تغییر دهیم و دیگران نیز می‌توانند رفتار ما را تغییر دهند.

باور سوم: ما علاوه بر اینکه می‌توانیم دیگران را کنترل کنیم، وظیفه اخلاقی داریم که آن‌ها را اصلاح کنیم و در مقابل، دیگران نیز حق دارند ما را اصلاح کنند.

کدام یک از باورهای ذکر شده جزو باورهای شما نیز می‌باشد؟؟؟
به نظر شما پیامد و نتیجه داشتن چنین باوری چیست؟؟؟

میل به کنترل‌گری میراث گذشتگان ما

یکی از نیازهای اساسی هر انسانی نیاز به قدرت، کفایت و ارزشمندی است. این نیاز ریشه در ژن‌های ما دارد.
سالیان سال انسان‌ها برای ارضای این نیاز خود به کنترل دیگران و سلطه‌گری برآن‌ها اقدام می‌کردند. انسانهای اولیه برای قبایل خود رئیس انتخاب می‌کردند و رئیس علاوه بر قدرت بیشتر، احترام و منزلت بیشتری هم داشت. آن‌ها برای سالیان متمادی به منظور حفظ قدرت، منزلت و ارزشمندی به اعمال فشار و کنترل بر دیگران اقدام می‌کردند. با وجود اینکه هیچ‌کس قلبا از اینکه کنترل شود خوشش نمی‌آید اما کسانی که کنترل می‌شوند به چندین دلیل تن به کنترل می‌دهند:
1. ضعیف بودن در برابر فرد دارای قدرت
2. موثر بودن کنترلی که از سوی دیگران بر روی او اعمال می‌شود.
3. امیدوارند که این فشار و زور را جایی دیگر بر کسی اعمال کنند.
4. بدیهی بودن کنترل و کنترلگری از منظر بیشتر افراد جامعه
5. رهایی از احساس مسئولیت ناشی از تصمیم گیری
از این رو بسیاری از مردم مرید بودن را به مرشد بودن ترجیح می‌دهند.
سبک فرزند پروری شما چگونه است؟ مرید پرورش می‌دهید یا مرشد؟

کنترل گری

یک سوال اساسی 

چگونه می توانم راهی پیدا کنم که هم آزاد باشم تا همانطور که دوست دارم زندگی کنم و همزمان با کسانی که دوستشان دارم به خوبی کنار بیایم؟؟؟

پاسخ به این سوال برای افرادی که به کنترل درونی باور دارند بسیار آسان‌تر از افرادی است که به روانشناسی سنتی و کنترل بیرونی اعتقاد دارند.
البته اگر دنبال آزادی کامل و بی قید و شرط هستیم بی‌شک به آن دست نخواهیم یافت. زندگی در کنار سایرین قطعا با محدودیت‌هایی روبه‌رو است و حذف همه‌ی محدویت‌ها یعنی حذف رابطه با دیگران .
برای ما چاره‌ای جز این نیست که هم عشق و تعلق و هم آزادی خود را برآورده سازیم.
راضی نگه‌داشتن همه یعنی قید آزادی خود را زدن و آزادی تام و کامل خود یعنی قید رابطه با دیگران را زدن.
در یک رابطه خوب و صمیمی ما ناگزیر مقداری از آزادی خود را هزینه می‌کنیم تا طعم عشق و تعلق را بچشیم. مقدار آزادی‌ای که در این راه هزینه می‌کنیم در ارتباط‌‌مان مشخص می‌شود.

به زبان ساده نمی‌توان؛ هم خر را خواست و هم خرما را. 
قبل از جدی شدن روابطتان به این مطلب توجه کنید که قطعا مقداری از آزادی خود را از دست خواهید داد.
با شریک , دوست و همسر خود درباره حدود آزادی‌ها و قید و بندها صحبت کنید.

آیا مرزها و حدود در رابطه‌ی خود با همسر، فرزند و... را می‌شناسید؟؟؟

معايب کنترلگری

کنترلگری اگر چه در ظاهر برای فرد کنترلگر سرتاسر حسن و مزيت است اما در حقيقت معايب آن بسيار بيشتر است.
1_ از آنجا که نياز به قدرت و آزادی در همه وجود دارد و فقط شدت نيازها از فردی به فرد ديگر متفاوت است. کنترل گری در وهله‌ی اول آزادی طرف مقابل را تهديد می‌کند.
2_در شرايطی که دو شخص نياز به قدرت بالا داشته باشند اين سلطه‌گری به نزاع و درگيری منجر می‌شود.
3_ چنانچه يکي از طرفين به هر دليلی به کنترل ديگری تن دهد به دليل رابطه نامتوازن و نابرابر، نوعی ترس از تنبيه و تهديد وجود دارد که امکان رابطه‌ی موثر را از بين می‌برد.
4_ فرد کنترل‌گر به دليل رابطه‌ی نابرابر از داشتن رابطه‌ای خوشايند و لذت‌بخش بی‌بهره است.
5_ کنترل‌گری از احساس مالکيت نشات می‌گيرد. وقتي خود را مالک کسی مي‌دانی در حقيقت ارزش او را در حد يک شی پايين می‌آوری ومسلما در رابطه‌ای که در آن يکی از طرفين ديگری را شی می‌داند، عزت نفس و حرمت انسانی لگد مال می‌شود.
با در نظر گرفتن محاسن و معايب کنترل‌گری، مي‌توان چنين نتيجه گرفت که: کنترل‌گری بزرگ ترين آسيب را به ارتباط ما با سايرين مي‌رساند. ما براي بهبود روابط‌مان با هم نوعانمان، نيازمند نگرش و نگاه جديدی در ارضای نياز به قدرت‌مان هستيم. نگاهی که در آن نه ما کسی را کنترل کنيم و نه اجازه دهيم کسی ما را کنترل کند. برای داشتن احساس کفايت و ارزشمندی، وجود کنترل الزامي است اما کنترلي که معطوف به خويشتن است و نه ديگران.

به جای کنترل کردن ديگران؛
افکار، گفتار و اعمال خود را کنترل کنيم.



مقالات بیشتر روانشناسی


نظر خود را به عنوان اولین دیدگاه بیان کنید.

نام: * کد امنیتی: *
دیدگاه شما: *


وب سایت:
ایمیل: پنهان باشد
تلگرام: پنهان باشد
موبایل: پنهان باشد
جنسیت: آقا خانم اعلام نمی‌کنم
رنگ‌بندی: بنفش قرمز آبی سبز طلایی
  • درج کدهای HTML ممنوع است.
  • از ارسال تکراری خودداری فرمایید.
  • بهتر است با حروف پارسی دیدگاه خود را تایپ کنید.
  • به منظور کنترل و مدیریت محتوا، در صورت اضطرار، حق ویرایش و یا حذف نظر برای مدیریت محفوظ است.